آ   ب   پ   ت   ث   ج   چ   ح   خ   د   ذ   ر   ز   ژ   س   ش   ص   ض   ط   ظ   ع   غ   ف   ق   ک   گ   ل   م   ن   و   هـ   ی  
www.Shahnameh.org
 جُنای، جنا، جناغ، جناق
نوشته ی دکتر محمود امیدسالار

داستان كيخسرو گفتار اندر گرفتن کیخسرو بهزاد را

بديد آن نشست ِ سياوش پلنگ ـ رکيب دراز و جُنای خدنگ‏

درود. آیا نمونه ی دیگری در شاهنامه یا دیگر آثار ادبی سراغ دارید که جنای به معنی دامنه زین آمده باشد؟

با عرض سلام در پاسخ سؤالاتی که فرموده اید، جنای؛ جنا؛ جناغ؛ جناق (در برخی از فرهنگها) همه به معنی دامنهء زین است و در شاهنامه هم بصورت جنای، جنا، و هم به صورت جناغ آمده است. و من گمان میکنم که مثل لغام و لگام این دو تلفظ جنای/جناغ در عرض هم وجود داشته است زیرا در جلد هشتم شاهنامه که خود خالقی تصحیح کرده، در داستان پادشاهی خسروپرویز (بیت 3122، = مسکو ج 9 ص 193 بیت 3102) جناغ با باغ قافیه شده است

همی تاخت چون کودکی گرد باغ ـ فروهشته از باره زرّین جناغ

و درین بیت باغ و جناغ هیچ نسخه بدل دیگری هم ندارند که بتوان گفت بیت مخدوشست. در فرهنگ دهخدا این کلمه به نقل از فرهنگ آنندراج از فارسی هندی به صورت "حنـّا" به فتح یکم و به تشدید دوم آمده است اما بنظر بنده "حنـّای" هندی همان "جنای" فارسی خودمان است که باید به ضمّهء اول خوانده شود. شواهد این کلمه زیادست مثلا ً در تاریخ بیهقی (تصحیح دکتر فیاض، چاپ دوم، مشهد 1977/2536؛ ص 525:) آمده است که

"و هستند درین روزگار ما گروهی عظامیان با اسب و استام (یعنی ستام) و جامه های گران مایه و غاشیه (یعنی پارچه یی که روی زین می انداخته اند هنگامی که کسی بر اسب سوار نبوده) و جناغ ( = جنا/جنای) که چون بسخن گفتن و هنر رسند چون خر بر گل بمانند." یا باز در ص 457: " و من که بوالفضلم (یعنی بیهقی) این بوالمظفـّر (یعنی خواجه ابوالمظفّر ِ برغوشی وزیر سامانیان) را بنشابور دیدم در سنهء اربعمائه، پیری سخت بشکوه، دراز بالای و روی سرخ و موی سفید چون کافور، دُرّاعه سپید پوشیدی با بسیار طاقه های مـُلـحـَم مرغزی و اسبی بلند برنشستی، بـُناگوشی و بربندو پاردُم و ساخت آهن ِ سیم کوفت (یعنی نقره کاری شده) سخت پاکیزه، و جناغی (= جنائی) ادیم سپید، و [ص 458] غاشیه رکابدارش در بغل گرفتی."

و باز در ص 459

و از درگاه، امیران محمد و مسعود را در باب ِ غاشیه و جناغ فرمان رسید

در شاهنامه داستان جنگ دوازده رخ بیت 2320 ( = مسکو ج 5 ص 222 بیت 2322) آمده است

همه آلت زین برو بر نگون ـ رکیب و کمند و جنا پر ز خون

همانطور که ملاحظه می فرمائید درین بیت نمی توان جناغ خواند زیرا وزن به هم می ریزد. در دیوان منوچهری دامغانی (تهران: چاپ زوّار، 1370) ص 172 در مُسَـمّـَطی به مطلع ِ

سبحان الله جهان نبینی چون شد ـ دیگر گون باغ و راغ دیگرگون شد

آمده است که

هر زرد گلی به کف چراغی دارد ـ هر آهوَکی چـَرا به راغی دارد
هر باز به زیر چنگ ماغی دارد ـ هر سرخ گل از بید جناغی دارد

درین بیت جناغ را دوست عزیزم جناب استاد دبیرسیاقی به "سه پایه" معنی فرموده اند که بنظر فقیر اشتباهست. معنی صحیح همان جناغ به معنی دامنهء زین و درین جا به معنی مطلق "دامنه، حاشیه" است کما این که غنچهء گل سرخ در کاسه یی از برگهای سبز قرار دارد و منوچهری آن را به جناغ/جنای تشبیه فرموده.

در دیوان عنصری، ملک الشعرای دربار سلطان فقید محمود رحمةالله علیه هم در قصیده یی به مطلع

جمال لفظ افزای و کمال معنی گیر ـ به رسم تهنیت عید از آفرین امیر

آمده است که

بسود چندان در تاختن جناغ (نسخه بدل: حنای) خدنگ ـ که بی منازع دارند بندگانش سریر

از وجنات نسخه بدل "حنای" که درآن نقطهء جیم را نگذاشته بوده اند، معلومست که صورت "جنای" هم در عرض "جناغ" موجود بوده است. در دیوان ناصرخسرو هم در قصیده یی به مطلع

آسایشت نبینم ای چرخ آسیائی ـ خود سوده می نگردی، ما را همی بسائی

آمده است که

از دوستیّ دنیا بندهء امیر و شاهی ـ وز آرزوی مـَرکـَب، خمـّیده چون حنائی

که باز هم درین جا بنظر بنده یا "حنا" اشتباه چاپیست و یا گشتهء همان "جنای" خودمانست زیرا بنده بسیار بعید میدانم که مرحوم تقی زاده و دهخدا و مینوی که در تصحیح این دیوان دست داشته اند چنین اشتباه فاحشی بکنند چون "حنا" در معنی آن رنگ معروفی که قدما به دست و پا و مویشان می بسته اند هیچ نسبتی با زین و مرکب ندارد

اسدی طوسی نیز در گرشاسپنامه ص 7 بیت 4 می فرماید

یکی از بر خنگ زرین جناغ ـ یکی بر نوندی سیه تر ز زاغ

علی ایّ حال در همه ء این حالات جنای/جناغ به معنی دامنهء زین است


SoJonaayP.lbi

Jonaay
Dr. Mahmood Omidsalar
جُنای. دکتر محمود امیدسلار
Jadal Jadid
Abolfazl Khatibi
جدلهای جدید درباره شاهنامه، ابوالفضل خطیبی
Posted 24-Dec-00 | Revised 27-Jan-2008