مَغی ژرف و پهناش کوتاه بود ـ برو رفتن گیو بی راه بود
پرسش این است که آیا در اینجا مغی به معنی رود است یا گودال؟ گویا در جایی دیگر از شاهنامه آمده مغی ژرف و پهناش کوتاه بود ـ بر او بر گذشتن دژآگاه بود
اما در یادداشتهای دکترخالقی بخش یکم 2 برگ 750 در کنار آوانویسی ریشه ی پهلوی مغ آمده مغاک و گودال. در حالیکه مبحث داستان حکایت از گذشتن تورانیان از رود دارد. لطفا بفرمایید آیا اگر در صحنه گودال را فرض کنیم با تصویر این لحظه ی گفتار جور در میاید؟
مـَغ در لغت هم به معنی "گودال، سوراخ" و هم به معنی "ژرف، عمیق" آمده است اما درین بیت از آن رود ِ عمیق اراده شده است. اگر به بیت پیشین نگاه کنید سیاق کلام دستتان میاید: پیران و مردانش روز و شب در تعقیب گیو و فریگیس و خسرو تاخته اند و دنبال فراریان میایند تا
چنین تا بیامد یکی ژرف رود ـ سپه شد پراگنده بی تار و پود
مـَغی ژرف و پهناش کوتاه بود ـ برو رفتن ِ گیو بی راه بود
میگوید: پیران و سوارانش به تاخت دنبال فراری ها آمدند تا رودی عمیق بر سر راهشان پدید آمد و سپاه بر ساحل این رود حیران و سرگردان پخش شدند. این رود، گودی عمیق و کم عرض بود که گذرگاه گیو هم بر آن پیدا نبود، به عبارت دیگر معلوم نبود که گیو از کجای این رود گدار پیدا کرده و عبور کرده