پرسش: در شاهنامه، ویرایش خالقی مطلق، دفتر2 برگ 446 بند 378 چنین آمده
گرفتند پیگار با باژخواه ـ که کشتی کدامست بر باژگاه؟
آیا پیگار در اینجا به معنی نبرد و پرخاش است یا به معنی سخن بیهود است؟
اگر گیو و کیخسرو میخواهند که از باژخواه یا همان مرزبان و گمرکچی، کشتی قرض کنند تا از رودجیحون بگذرند، چرا و با چه منطقی، به جای روی خوش نشان دادن، سخن خود را با تندی و پرخاش میگویند؟
پاسخ دکتر جلیل دوستخواه
در برخورد ِ گيو و كيخسرو و فريگيس با مرزبان (باژخواه)، يك سوي ِ اين برخورد، يعني آن تورانيي ِ نگاهبان، با آرامش و خونْسرديي ِ تمام، سخنْميگويد؛ زيرا تنها به وظيفهاي كه برعهدهاش گذاشتهشدهاست، ميانديشد و البته در كنار ِ آن به فكر ِ بهرهگيري و رشوهستاني از گريزندگان نيز هست. امّا سوي ديگر، يعني آن سه تن ِ رو در گريز، شتابْزده و نگران و در اضطرابند كه مبادا سپاه افراسياب از راه برسد و كار ِ بزرگ ِ عبور از جيحون و رسيدن به خاك ايران، به نتيجه نرسد. اينست كه در چنان موقعيّت ِ باريك و خطيري، جاي ِ خوشْزباني و برخورد ِ آرام نيست و گيو، سخنْگو و راهْنماي ِ آن جمع، برترميداند كه با لحني تند و پرخاشْجويانه، مرد ِ باژخواه را هراسانْگرداند تا براي رهاييي ِ خود از شرّ اين گذرندگان از مرز، كشتي در اختيار آنان بگذارد. هيبت ِ پهلوانيي ِ گيو، نيز پشتوانه و ضمانتي براي به كرسي نشاندن ِ خواست ِ او و مطيعساختن ِ مرد ِ باژخواه است.
از سوي ديگر، مرزبان، از بيم ِ خشم ِ افراسياب، جرأت ِ برآوردن ِ خواست ِ گيو را در خود نميبيند و فردوسي، سرانجام براي ِ گشودن ِ اين گره ِ كور، به بنياد اسطوره رويميآورد و با اشاره به اين كه فرّهمَندان (كه كيخسرو نيز همچون فريدون، يكي از آنهاست) از آب، آسيبْنخواهندديد، بر آن مي شود كه كيخسرو ِ فرّهمَند -- و از پرتو ِ فَرّهي ِ او، مادرش فريگيس و گيو پهلوان -- را بي هيچ گزندي از آب ِ خروشان ِ آمودريا (جيحون) بگذراند و به كرانهي ِ آزادي و رهايي (خاك ِ ايرانْزمين) برساند.