داستان كيخسرو گفتار اندر ديدن گودرز کیخسرو را به خواب
سپهبد نشست از بر تخت عاج ـ بياراست ايوان به کرسى ساج
پر انديشه دل، گیو را پيش خواند ـ وُ زان خواب چندى سخن ها براند
بدو گفت: فرّخ، پى و روز تو ـ همان اختر گيتى افروز تو
پرسشى كه در نشست هفتگى شاهنامه خوانى پيش آمد اين است كه اگر "و زان" را با زبر (فتحه) بروى واو و يا پيش (ضمه) بر واو بخوانيم, براى فهم درست اين بند و تجسم صحنه در ذهن شنونده آيا فرقى ايجاد خواهد شد؟
با عرض سلام کلمهء "و" (به فتحه) در عربی به معنی معروف و کلمهء "وُ" (به ضمّه) در فارسی از پهلوی ِ "ud"
به همان معنی معروف به علت این که فارسی را با حروف عربی می نویسیم مانند هم نوشته می شوند، و بدلیل این که در وزن شعری هم بسیار نزدیک هستند چه به فتحه خوانده شوند و چه به ضمّه تفاوتی ندارند و به بیت صدمه یی نمی زنند
این دو کلمه از نظر معنی هم هیچ تفاوتی با هم ندارند. خالقی معتقدست که "و" در شاهنامه همیشه "وُ" (به ضمّه) خوانده میشود زیرا این کلمه در زمان فردوسی بدین نحو تلفظ می شده است و از نظر فقه اللغة نیز چون ازپهلوی
"ud"
مشتق شده است، این نحوهء تلفظ درست تر است. بنده حرف او را کلّا ً می پذیرم، و در تصحیح دفتر ششم نیز به همین نحو عمل کرده ام، اما خودم معتقدم که "وَ" و "وُ" همین طور که در زمان ما در عرض هم وجود دارند در زمان فردوسی هم در عرض هم موجود بوده اند
بنابرین در بیت:
پر اندیشه دل، گیو را پیش خواند + وُ زان خواب چندی سخن ها براند (کین سیاوخش، 456)
کلمهء "و" را هم میتوان به ضمه و هم به فتحه خواند و در معنی هیچ فرقی ندارد. این را در بسیاری دیگر از ابیات شاهنامه هم می بینیم، من جمله بیت 480: "... + وُزان پس مگر کارزار آیدم" (کین سیاوخش 480، نیز 444 همان داستان)
قضیه چنان که عرض شد منحصر به این داستان نیست. مثلا ً در داستان "رزم یازده رخ" نیز آمده است
عنان هیون تگاور بتافت + وُ زانجایگه سوی بالا شتافت (دفتر چهارم، 123 ب 1923)؛
نیز: ... + وگر دل همی
سوی کین تافتم (چهارم 327 ب 2443 در داستان جنگ بزرگ)؛
داستان گشتاسپ با ارجاسپ: جهاندیده جاماسپ را پیش خواند + وُ زَاختر فراوان سخن ها براند (پنجم، 189ب 1186)؛
داستان اسکندر: همه نیکوی ها ز یزدان شناس + وُ زو دار، تا زنده باشی، سپاس (ششم 63 ب 860)؛
اشکانیان: دل از لشکر اردوان برگرفت + وُ زان آگهی رای دیگر گرفت (ششم 149 بیت 237)؛
پادشاهی نوشین روان: جهان را ببخشید بر چار بهر + وُ زو نامزد کرد آباد شهر (هفتم 92 ب 71)؛
نیز: دگر گفت بر مرد پیرایه چیست + وُ زان نیکوی ها گرانمایه چیست (هفتم 186 ب 1178)؛
پادشاهی خسرو پرویز: چو آمد به مریم بگفت آنچ دید + وُ زان کوه خارا سراندر کشید (هشتم 146 ب 1921)؛
پادشاهی شیرویه: بر آنم که بینی پشیمان شوی + وُ زین کرده ها سوی درمان شوی (هشتم، 337 ب 178).
بنابر آنچه که عرض شد بنظر بنده دنبال تفاوتی در معانی "وَ" به فتحه، و "وُ" به ضمّه، گشتن کار بیهوده ایست
موفق و سلامت باشید
امیدسالار
با عرض سلام خدمت استاد محترم جناب دکتر امید سالار
در همین ارتباط پرسشی را مطرح میسازم. در داستان یافتن گیو کیخسرو را با این بیت روبرو میشویم:
از ایران بپرسید وز تخت و گاه .... ز گودرز وز رستم نیکخواه [ شاهنامه ,چ, مسکو. داستان سیاوش , بیت 3158]
که در شاهنامه چاپ دانشمند محترم
دکتر خالقی هم بهمین صورت امده. سئوال این است که در بیت یاد شده "وز" را باید با فتحه واو و سکون زاء
خواند یا میتوان آنرا با ضمه واو و کسره زا ء قرائت کرد یا اینکه واو و زاء را بهم چسباند
و
[oz]
تلفظ کرد
به گوش بنده "وز" با فتحه واو و سکون زاء موزون تر میآید. در صورت صحیح بودن شق اخیر ایا میتوان گفت در پاره ای موارد ضروری است (واو) را با فتحه بخوانیم. [همانطور که فرمودید فردوسی هر دو خوانش را در عرض هم بکار برده].
آیا میتوان حکم داد که خوانش واو
با فتحه در کلیه موارد رواست حال آنکه در وجه دیگرش چنین کلیتی نمیتوان قایل شد؟
با عرض سلام سؤال سرکار رسید. بیتی که فرموده اید، یعنی بیت 85 از داستان "رفتن گیو به ترکستان" که در چاپ مسکو بیت 3158 از داستان سیاوخش است، در چاپ مسکو همانطور که نوشته اید بصورت (مسکو، 3/207/3158):
از ایران بپرسید وز تخت و گاه ـ ز گودرز وز رستم نیک خواه
آمده است
اما در چاپ خالقی "وز" در هردو مصراع بصورت "و از" ضبط شده (سوم 424 ب 85
از ایران بپرسید و از تخت شاه ـ ز گودرز و از رستم کینه خواه
درین بیت هر دو موضعی که به جای "وز" صورت "و از" آمده است مطابق ضبط هفت دستنویس شاهنامه بوده. اضافهء برین هفت دستنویس در دستنویس شاهنامه یی که متعلق به خاندان سعدلو بوده و اکنون توسط مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی ابتیاع شده نیز ضبط صحیح که "و از" باشد آمده است (چاپ عکسی، ص 288 سطر 7)،
همچنین در نسخهء شاهنامه که در حاشیهء ظفرنامه نوشته شده و از روی تصحیح مستوفی قزوینی، یعنی یکی از قدیم ترین تصحیحات شاهنامه، استنساخ شده است (چاپ عکسی، ج 1، ص 370)
بنابرین تعداد نسخی که به جای "وز" درین موضع "و از" دارند به 9 نسخه می رسد. پیش از ادامهء سخن اینرا عرض کنم که تصحیح از مقولهء دموکراسی نیست که هر ضبطی که در اکثر نسخ آمده باشد، درست هم باشد. تعداد نسخ را ازین روی ذکر کردم که بدانید انتخاب صورت "و از" به جای "وز" در تصحیح خالقی از روی معده نبوده است. ازین گذشته بنده شکی ندارم که اگر نسخ قدیم دیگری از شاهنامه به دست آید نیز هرچه نسخه قدیم تر باشد (از قرن هشتم هجری یا پیش از آن)
احتمال این که "وز" را به صورت "و از" آورده باشد بیشترست. اما این یک حدس بیش نیست.
قاعدهء کلّی که خالقی کشف کرده و بنده هم به تجربه به صحّت آن پی برده ام، و باید در تصحیح شاهنامه در نظر داشت اینست که: فردوسی هرگاه وزن شعر به او اجازه بدهد صورت پــُرتر ِ کلمه را به کار می برد. یعنی به جای "ز" هرجا که ممکن باشد "از" میاورد. همینطور هرجا که ممکن باشد به جای "چو" لفظ "چــُن" را که گاهی به رسم الخط "چون" می نویسند استعمال میکند که از نظر موسیقائی صورت غنی تر یا پــُر تر لغت است. علیرغم این که بنده درین مورد اطمینان دارم، و در تصحیح مجلد ششم، اگر حتی یک دستنویس به جای "ز" لغت "از" را به کار برده بود، ضبط آن را به متن بردم و بقیه را در حاشیه قرار دادم و حتّی در مواردی هم که به دلایل جنبی میتوانستم نشان دهم که شاعر "از" نوشته بوده و همهء دستنویسها "ز" ضبط کرده اند، به تصحیح قیاسی دست زدم و ضبط همهء دستنویسها را به حاشیه برده در متن "از" گذاشتم، اما در حاشیهء صفحه متذکر شدم که: "متن تصحیح قیاسی است". فقط در مواضعی که نه پشتوانه یی از رسم الخط یا جنبیّات در دست بود و نه هیچ یک از دستنویسها "از" ضبط کرده بودند، ضبطی را که بنظر خودم فاسد است، یعنی "ز" را، در متن نگاه داشتم و در یادداشتهای مجلد ششم توضیح دادم که درمورد این بیت اگر دلیلی فراچنگ آید باید تصحیح قیاسی اعمال کرد و "ز" را به "از" تصحیح کرد.
حاصل سخن این که درین بیت در هردو مورد باید
(o az)
خواند. زیاده، حتّی در مورد تصحیح هم، تصدیع است
ارادتمند
امیدسالار
SoVoVaP.lbi
vo va
Dr. Mahmood Omidsalar
وُ یا وَ. دکتر محمود امیدسلار